نوشته هام

اراده ی من

يكشنبه, ۲۳ آذر ۱۳۹۹، ۱۱:۳۷ ق.ظ

یادم میاد یه مدت خیلی جوجه کباب میخوردم تصمیم گرفتم یه مدت نخورم عروسی دخترخاله‌ام بود کباب و جوجه آوردند خانواده ام جلو روی من جوجه رو خوردند تا دونه آخر و هی گفتند تو هم بخور ولی من لب نزدم

  • اقای ‌ میم

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی