نوشته هام

والا

سه شنبه, ۲۸ بهمن ۱۳۹۹، ۱۰:۲۴ ب.ظ

 یه موتوری با کلاه کاسکت و کاپشن چرم اومد نزدیکم و زیپ جیب کاپشنش رو باز کرد یه آن احساس کردم می خواد اسید بپاشه رو صورتم اومدم کنار و با خودم فکر کردم من اصلا خواستگار نداشتم که بخواد انتقام بگیره موتوری هم از کنارم رد شد

  • اقای ‌ میم

نظرات (۲)

  • پَـــــر واز
  • تو صدم ثانیه چقدر جنایی شده قضیهD:

     

    پاسخ:
    :))))) 
  • خانوم شفتالو
  • خیلی بامزه بود :)))))))

    پاسخ:
    :))) 
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی