نوشته هام

چراغ راه

سه شنبه, ۲۸ دی ۱۴۰۰، ۰۷:۳۹ ب.ظ

یادم میاد زمانی که سرباز بودم میخواستم برم پادگان جدید ولی وسط راه تو یه جاده تک و تنها گیر کردم من بودم و یه جاده.به حضرت زهرا سلام الله علیه متوسل شدم تا اینکه یه ماشین اومد و پشتش نوشته شده بود یا فاطمه الزهرا(س) و من رو برد تا پادگان ولی دور تا دور پادگان فنس بود و من برای پیدا کردن راه ورودی اونم تو شب دوباره متوسل شدم به حضرت زهرا(س) تا تونستم ورودی رو پیدا کنم دم در هم دژبان ها گفتند اگه پاسدارها ایست دادند وایسا و الا تیر میزنن بهت باز متوسل شدم به مادر.خیلی طولانیش نمیکنم اون شب به عنوان یک شب غبارآلودی که مسیر مشخص نبود تو ذهنمه و توسل به حضرت زهرا(س) کمکم کرد که صحیح و سالم برسم به گروهان خودمون.الان هم زندگیم غبارآلوده و مسیر برام روشن نیست و من متوسل میشم به مادر تا راه رو پیدا کنم.

  • اقای ‌ میم

نظرات (۶)

ممنون از مطالب خوبتون

پاسخ:
خواهش میکنم 
  • تار و پود √
  • اینکه میگم طرف دوسال میره سربازی کل عمرش داره خاطرات اون موقعش رو تعریف میکنه  همینه

    پاسخ:
    والا:)))) 

    یا فاطمةالزهراء...

     

    درود بر آقای میم.

    سربازی و خاطرات بی پایانش... :)

    ان شاءالله همیشه مرهون عنایت بانوی دوعالم باشید.

    پاسخ:
    ان شاء الله 
  • تار و پود √
  • ممنون از مطالب خوبتون

    خیلی تاثیرگذار بود 👌😂

    پاسخ:
    لطف دارید 
  • آقای گوارا (بیدل)
  • حضرت مادر است دیگر ، مگه میشه بهش متوسل بشی و جوابی نگیری :)

    پاسخ:
    بعله
  • این جانب
  • بهتره به خدا توکل کنین

    این مسیر امن و مطمئنه

    پاسخ:
    هم توکل می کنیم هم توسل
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی