نوشته هام

۵۸ مطلب در آبان ۱۳۹۹ ثبت شده است

اثر مرکب

۲۸
آبان

دو سال پیش تو وضعیت خیلی بدی بودم استرس خالص ولی الان خدا رو شکر با قدمهای کوچیک ظرف دو سال تغییرات رو حس میکنم تو خودم و ان شاء الله بهترم خواهد شد به امید خدا

  • اقای ‌ میم
دیروز با بچه ها تو مترو بودیم اومدم به سهیل بگم یادته با طاهری به همینجا که رسید رفتم تو فکر یاد طاهری افتادم که نیست و تو این مدت کوتاهی که اینجا بودم چه قدر آدم اومده و رفته
یه سری به سهیل میگفتم روز اول من و تو به قصد موندن نیومدیم اینجا ولی حالا این همه آدم اومدن و رفتن ولی ما همچنان هستیم
  • اقای ‌ میم

ایش

۲۶
آبان

یه سری خانم ها هم هستند که خودخفن پنداری شدید دارند

مثلا تو محیط کار میگی خانم آشتیانی دارم برای خودم چای میریزم برای شما هم بریزم

میگه : وا این همه آدم اینجاست چرا برای من میخوای چای بریزی؟

البته اینجوری نمیگه

میگه: ایش،این همه آدم اینجاست چرا برای من میخوای چای بریزی؟عه وا

یا مثلا میگی خانم آشتیانی میشه با فلان مشتری تماس بگیرید

میگه:این همه آدم اینجاست چرا به من میگید تماس بگیرم که شما در جوابش میگید آخه مسئولش شمایید که اونم میگه ایش

یا مثلا داری میری خونه میگی خانم آشتیانی خسته نباشید

خب معمولا جواب خسته نباشید سلامت باشید هستش ولی ایشون جواب میدن ایش

یا صبح داری میای شرکت یه سلام صبح به خیر به همه میگی و ایشون در جواب شما میگن وا این همه آدم اینجان چرا فقط به من سلام میکنی که شما میگید خانم باور کنید به همه سلام کردم و ایشون در جواب شما میگن ایش

یا بعضی وقت ها سکوت میکنی و تصمیم میگیری که هیچی نگی یه دفعه خودش میگه این همه آدم اینجاست چرا من؟ که میگی بابا من که چیزی نگفتم و اونم میگه ایش

حتی تصمیم میگیری به خاطر این خانم بری دنبال یه کار دیگه 

میری تو یه شرکت جدید و اولین مشتری زنگ میزنه گوشی رو برمیداری 

مشتری میگه سلام آشتیانی هستم و شما میگید حالتون خوبه خانم آشتیانی و ایشون میگه این همه مشتری تو عالم ریخته چرا من؟ 

و شما میگید خب خانم شما تماس گرفتید

تصمیم میگیرید برید معلمی اونم برای بچه های دبستان که هیچ حرف و حدیثی توش نباشه

سه چهار سال به خوبی و خوشی میگذره و شما قضیه خانم آشتیانی رو فراموش کردید و در حال تدریس هستید که یه روز سر کلاس میگی جعفرپور تو بیا تمرین رو حل کن.

جعفرپور میگه:ببخشید آقا این همه دانش آموز اینجاست چرا من؟

شما یه کم فکر میکنید که این جمله چه قدر آشناست ولی به روی خودتون نمیارید و میگید میگم بیا تمرین رو حل کن بچه جان

که جعفرپور میگه:ایش

اینجاست که همه خاطرات برات زنده میشن

به جعفر پور میگی تو خانمی به اسم آشتیانی میشناسی؟

اونم میگه بله آقا مادرم هستند ولی این همه اسم توعالم هست چرا آشتیانی؟

اینجا دیگه شما سر تسلیم رو فرود میارید و میگید ایش

  • اقای ‌ میم

استقلالی هم هستم و ایضا رئال مادریدی

  • اقای ‌ میم

یه استاد ریاضی داشتیم بهمون میگفت بچه ها تنها فرق من با شما اینه که من ریاضیم از شما بهتره

  • اقای ‌ میم

از خودتون برام بگید

  • اقای ‌ میم

ادم های حسود رو چه جوری میشه شناخت؟

از اونجایی که تا یه چیزی میگی دنگش میگیره

مثلا ما تو اقوام خودمون کسی رو داریم که تا میگی ما فلان چیز رو خریدیم این دنگش میگیره یعنی ولش کنن میگه اصلا شما هیچی نخرید

مثلا میگم من بسته خریدم میگه بسته پنج تومنی هم هستشا یا میگم برای لپ تاپم فن خریدم میگه لازم داشتی؟

  • اقای ‌ میم

شنبه دکتر بودم بهش گفتم خیلی وقته خیلی غذاها رو نخوردم بهم گفت یه خورده ناپرهیزی کنی اشکالی نداره

تو این هفته بعد مدت ها ته چین، قرمه سبزی،و حالا هم دارم چیپس و پفک میخورم

اینجاست که باید گفت اوه یه

  • اقای ‌ میم

خب بفرمایید که روز جمعه ای در چه حالی هستید و چه می‌کنید؟ 

  • اقای ‌ میم

الحمدلله

۲۳
آبان

وقتی زندگیم رو با همین دو سال پیش مقایسه میکنم میبینم خیلی پیشرفت کردم تو زندگیم

  • اقای ‌ میم