نوشته هام

سلام خوش آمدید

اتفاقات

چهارشنبه, ۸ شهریور ۱۴۰۲، ۰۴:۳۷ ب.ظ

بعضی وقتا خود آدم حواسش به یه سری از مسائل نیست یکشنبه که رفتم دکتر، بهش گفتم پدرم شهرستانه و یک سالی هست که باهاش در ارتباط نیستم گفت آخرین بار یک سال پیش دیدیش؟

گفتم آره گفت حال و احوالش رو بپرس

همین باعث شد شب بهش یه زنگ بزنم و در حد اینکه بهش بگم زنگ زدم حالتو بپرسم باهاش صحبت کنم.

وقتی هم رفتم داروخونه دارو بگیرم بهم گفتند ازاد باید برات حساب کنیم پیگیر که شدم فهمیدم چون پول بیمه ام رو دو ماهه نریختم برام بیمه درمانی رد نشده و همین باعث شد که پول بیمه ام رو واریز کنم.

  • اقای ‌ میم

نظرات (۶)

  • 🌙ماه زده☁️
  • چه جوری ممکنه ۱ سال پدرتون رو ندیده باشیدددد

    پاسخ:
    چون شهرستانه
    البته الان که فکر کردم دیدم ماه رمضون اومد تهران و دوباره رفت شهرستان
    از بعد از ماه رمضون ندیدمش

    😐😐😐😐

    پاسخ:
    خب رفته بوده شهرستان و من هم تهران و سر کار چه جوری میدیدمش؟

    ماشین سوار می شدید یا بلیط اتوبوس می گرفتید تشریف می بردید شهرستان 😐😐😐😑

    عهد بوق که نیست برف و بوران باشه 

    کشور دیگه هم که نیست 😐😐😑😑😐

     

    عه 😐😐😐

    پاسخ:
    میشه بگید کارم رو چیکار میکردم؟ 

    از ماه رمضون تا حالا به شما یه دونه مرخصی نمی دن؟

    پاسخ:
    بخوام برم سه چهار روز مرخصی میخوام.

    خب بگیرید . از اردیبهشت تا شهریور ؟

    ۵ ماه گذشته !!!!!!

     

    بهونه نیارید دیگه آقای میم !

    واضحا اینا که می فرمایید بهانست 

    پاسخ:
    مرخصی فقط درخواستش با منه باقیش با من نیست

    درخواستش رو دادید و قبول نکردن؟

    پاسخ:
    اینجا مثل سایر محیط های کاری نیست که راحت مرخصی بدن، همین دیروز یکی از همکارهام به مدیر عاملمون گفت چهار روز مرخصی میخوام به مسخره بهش گفت باشه بهت میدم
    حالا شما دوست دارید اسمش رو بذارید بهانه مشکلی نیست 

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی