نوشته هام

سلام خوش آمدید

سری که به تن نمی ارزه

چهارشنبه, ۷ اسفند ۱۴۰۴، ۰۴:۵۵ ق.ظ

زمانی که پیش مشاورم میرفتم بهم گفته بود داری به چیزهایی استناد میکنی که محکم نیستند و منظورش علم بود برای رسیدن به موفقیت باید صبور باشی و این رو با آرامش بهم میگفت.

همزمان یه بنده خدایی هم دم محل کارم شروع کرد مثلا به قول خودش من رو راهنمایی کنه بعد من نگاه کردم دیدم دقیقا عکس مشاورم پیش میره مثلا معتقد بود باید هر چه سریع تر رشد کنیم و رشد رو هم صرفا مالی میدید و هر چی هم میگفت همه بر اساس پدر و مادر و مادربزرگ و ..‌. بود یعنی استناد به چیزهای نامعلوم

مثلا مشاورم گفته بود برای پیشرفت باید قدم به قدم جلو بری اون میگفت نباید گام به گام جلو بری و نقطه مقابلی هم براش پیشنهاد نمیداد مثلا نمیگفت اگه گام به گام جلو نری نقطه مقابلش چیه؟

مثلا به من میگفت من باید تقوا رو از ذهنت در بیارم و نمیگفت چرا

خلاصه که از کسی برای زندگیتون راهنمایی بگیرید که سرش به تنش بی ارزه

 

  • اقای ‌ میم

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

در این وبلاگ نظراتی که لازم باشه پاسخ داده میشه، حمل بر بی ادبی نشه یک وقت