نوشته هام

سلام خوش آمدید

بعضی آدم ها خیلی عجیبند، من یه شلوار داشتم روی جیبش جای گوشیم افتاده بود

یه بنده خدایی بهش اشاره کرد برگشت گفت جای گوشیت افتاده روش من گفتم باشه و اهمیتی ندادم دیدم سری دوم بهم گفت یه بار دیگه این شلوار رو پات ببینم میزنم زیر گوشت اینجا بود که فهمیدم همون بار اول هم حرص خورده از پوشیدن این شلوار، در حالی که پوشش من خلاف عرف نبود فقط جای گوشیم افتاده بود روش.


  • ۴ نظر
  • ۱۵ ارديبهشت ۰۴ ، ۱۱:۳۵
  • اقای ‌ میم
یه دوستی میگفت اگه تو ایران بخوای دست بزاری رو یه دختر خوب باید شرایطی داشته باشی که الان اکثر جوون ها اون شرایط رو ندارن.
  • ۴ نظر
  • ۱۲ ارديبهشت ۰۴ ، ۲۲:۴۳
  • اقای ‌ میم

خوبی شرایط سخت اینه که خدا توش پررنگ تره 

  • ۲ نظر
  • ۱۱ ارديبهشت ۰۴ ، ۰۲:۵۳
  • اقای ‌ میم

الان ممکنه بگید همینم نگو ولی خب واقعا حال خوبی ندارم و دنبال اینم که حالمو بهتر کنم

  • ۲ نظر
  • ۱۰ ارديبهشت ۰۴ ، ۰۸:۰۵
  • اقای ‌ میم

خیلی این حس پوچی زیاده چون فکر میکنم ادامه اش منو از پا بندازه 

  • ۲ نظر
  • ۰۸ ارديبهشت ۰۴ ، ۰۸:۳۴
  • اقای ‌ میم

باید یه فکر اساسی برای خودم بکنم به شکل عجیبی احساس پوچی میکنم.

  • ۲ نظر
  • ۰۸ ارديبهشت ۰۴ ، ۰۱:۱۳
  • اقای ‌ میم

من سر کار یه لحظه توئیتر رو باز کردم و دیدم یکی از دوستانم نظرسنجی گذاشته که آقای رئیسی سفر بعدیش رو به کجا انجام میده و من جواب دادم که حتی الان جواب رو دقیقا یادم نیست اما درست گفتم و دوستمم قرعه کشی کرد و اسم من دراومد. بعد چند روز یه مقدار چای شمال همراه با این قاب عکس برام ارسال شد.

  • ۱ نظر
  • ۰۷ ارديبهشت ۰۴ ، ۰۴:۴۳
  • اقای ‌ میم

هر سوالی دوست دارید ازم بپرسید؟

  • ۲ نظر
  • ۰۶ ارديبهشت ۰۴ ، ۰۴:۳۳
  • اقای ‌ میم

دوستان اگر کتاب خاطرات سفیر رو مطالعه نکردید مطالعه اش رو پیشنهاد میدم.

بیشتر توضیح نمیدم که محتواش لو نره

تو طاقچه هم هست

  • ۵ نظر
  • ۰۵ ارديبهشت ۰۴ ، ۲۱:۳۲
  • اقای ‌ میم

فعلا بابت بیرون اومدن از اون کار داغون هزار مرتبه خدا رو شکر تا بعد

  • ۰ نظر
  • ۰۴ ارديبهشت ۰۴ ، ۲۰:۵۹
  • اقای ‌ میم

در این وبلاگ نظراتی که لازم باشه پاسخ داده میشه، حمل بر بی ادبی نشه یک وقت

آخرین مطالب