زندگی اونجایی قشنگ میشه که آدم مخالف داشته باشه ولی خودش یقین داشته باشه که راهش درسته.
- ۴ نظر
- ۲۵ آبان ۰۲ ، ۱۲:۰۲
زندگی اونجایی قشنگ میشه که آدم مخالف داشته باشه ولی خودش یقین داشته باشه که راهش درسته.
دیشب خواب میدیدم یه پلیس برگشت بهم گفت باید دستگیرت کنم چون مواد همراهت بوده منم گفتم مواد ندارم در جوابم پول هام رو نشونم داد که تو بدنه کاغذش مواد داشته منم بهش گفتم من این پول ها رو از بازی مافیا درآوردم و از چیزی خبر ندارم.
راستش این خوابی که دیدم یه مجموعه آشفته از چیزهایی بود که تو این مدت تجربه اش کردم، بازی مافیا، این روزها تو مترو مامور زیاد میبینم، حتی پولی که مامور نشونم داد همون اسکناس هایی بود که تو کیفم هست.
وقتی ذهن آدم درگیر باشه خیلی زندگی سخت میشه الان منی که ذهنم درگیره خیلی خوب درک میکنم وقتی آمادگی ذهنی داشته باشی چه قدر میتونی راحت تر به موفقیت برسی
خیلی آدم علیه السلامی نیستم ولی امروز تصمیم گرفتم وقتی میرم برای سفارش غذا به چهره خانم صندوق دار نگاه نکنم. به نظرم وضعیت فعلی کار برای خانم ها اصلا خوب نیست.
عجیب حس پوچی تو خودم دارم و باید یه فکری براش بکنم چون ادامه دار بودن این حس خیلی خطرناکه
واقعا راه حل برای فکر نکردن زیاد چیه؟
چون واقعا هیچ چیزی بدتر از فکر کردن زیاد نیست
هم نتیجه ای نداره هم ادم رو داغون میکنه به مرور
چرا با اینکه سپاهان دیشب اون بازی زیبا رو انجام داد هیچ کس درباره اش صحبتی نمیکنه؟