- ۰ نظر
- ۲۶ مهر ۰۲ ، ۱۲:۱۴
تا چهار روز پیش همه تریدر بودند و الان شدند بست پلیر مافیا
واقعا دلم برای مهرجویی سوخت، شاید اگر به مرگ طبیعی از دنیا میرفت انقدر ناراحت نمیشدم.
دیروز سه قسمتی که از زخم کاری ندیده بودم رو دیدم.
یه سکانسی هست که مهدویان هم حضور داره به نظرم سکانس خوبی از آب در اومد البته نه به خاطر بازی مهدویان.
به این خاطر که سیما با اینکه برای رسیدن به اهدافش با شفاعت ازدواج کرده بود ولی وقتی عشق سابقش گفت الان من پول دارم و میتونم تو رو به هدفت برسونم پیشنهادش رو قبول نکرد و گفت من متاهلم و وقتی مهدویان بهش گفت هم من و هم تو میدونیم که تو هیچ حسی بهش نداری در جواب گفت باز هم شوهرمه.
تحلیل یه عده از حوادثی که اتفاق میوفته این مدلیه
فلسطین به اسرائیل حمله کرده خب فلسطین بده اسرائیل خوبه پس فلسطین خیلی کارش اشتباهه
بین آمریکا و جمهوری اسلامی، جمهوری اسلامی بده و آمریکا خوبه:))))
یاد یه جوکی افتادم که میگفت والیبال دیدن یه عده اینجوریه که وقتی توپ تو زمین حریف میخوابه همینجوری وایسادن و نگاه میکنن و وقتی یه دونه به امتیاز اضافه شد میگن ایول الله :))))
خب وقتی آدم تحلیلی نداره یا قدرت تحلیلش ضعیفه چه اصراری به تحلیل کردنه:)
امشب یه ماشین مدل بالا نگه داشت و من و یه بنده خدایی سوار شدیم وقتی به مقصد رسیدیم طرف کرایه ای که هر شب من هشت تومن میدم رو گفت بیست تومن و من هر چی گفتم من هر شب هشت تومن میدم زیر بار نرفت، منم میخواستم ندم اما اونی که باهام سوار شده بود شماره کارت گرفت که بزنه و وقتی اون کوتاه اومد منم ده تومن دیگه بهش دادم و گفتم ولی این کار درست نیست و پیاده شدم یه کم جلوتر دیدم اون بنده خدا هم پیاده شده رفتم پبشش و گفتم کرایه اش هشت تومن بود بهم گفت من یه تراول پنجاهی بهش دادم و ده تومن هم قبلا داده بودم که جمعا شد شصت تومن بهم گفت پیاده شو تا برات خرد کنم و وقتی پیاده شدم گازش رو گرفت و رفت.
وقتی زندگی نکنی بهت بگن همین فردا قراره بمیری هم برات مهم نیست